بنی آدم اعضای یک پیکرند              که در آفرینش زیک گوهرند

با عرض سلام و خیر مقدم خدمت همه ی شما بزرگواران و سروران ارجمند و تبریک صمیمانه ی هفته ی دوستی، من ملیکا گلی هستم کودکی از ایران، تا کنون 23 عنوان کتاب و رمان کودکانه تالیف نموده ام که حق التالیف اکثر آن ها و تمام جوایزم در جشنواره های مختلف را وقف کودکان بی سرپرست و بدسرپرست کرده ام. امیدوارم، بتوانم با کمک رایزنی محترم فرهنگی ایران و فرهنگ دوستان محترم روسیه ترجمه ی کتاب هایم را به زبان شیرین روسی نیز منتشر کنم و البته خوشحالم که پیشاپیش، امروز و همین جا، اعلام می کنم تمام حق التالیف و حق الترجمه ی کتاب هایم را به زبان روسی، وقف کودکان بی سرپرست این مرز و بوم می نمایم؛ امید که از میانشان هزاران نویسنده توانمند برخیزد. امیدوارم روزی به هدف اصلی زندگی ام که گرفتن جایزه ی نوبل ادبیات و صلح است، برسم تا با امکانات بیش تر بتوانم به همنوعانم در سراسر جهان کمک کنم. تا هیچ کودکی نباشد که بخواهد بخواند و بنویسد، ولی از نظر مالی نتواند!

همه می گویند: مسکو شهری است که در پارک ساخته شده؛ چون سراسر آن را فضای سبز پوشانده است! ولی به نظر من، مسکو شهری است که در یک کتابخانه ی بزرگ بزرگ ساخته شده است! باعث افتخار است که مسکو با داشتن نزدیک به 15 میلیون نفر جمعیت، بیش از250 ملیون کتاب در کتابخانه هایش دارد! مسکو، به راستی قدرتمندترین و ثروتمندترین پایتخت جهان از نظر تعداد کتاب و مردم کتاب خوانش است. چون جابه جا و هر نقطه و مکانش انبوه کتاب و کتابخوانان عزیز دیده می شوند.

امروز بسیار خوشحالم، چون به بهانه ی این همایش هم که شده، بچه های روسیه و ایران را در کنار هم جمع کردیم؛ امیدوارم بتوانیم به کمک رایزنی ایران و روسیه، صفحه ای در اینترنت به عنوان نماد این روز زیبا راه اندازی کنیم و کتاب هایی را با موضوع دوستی به هر دو زبان روسی و فارسی منتشر کنیم. تا اولین گام را برای دوستی و صلح آغاز کرده باشیم. به نظرم همه ی کشورها، از جمله ایران و روسیه باید برای دستیابی به اهداف انسانی مشترک و بزرگ؛ مثل صلح و دوستی، متحد شوند. چرا که فتح آسمان ها آسان، اما فتح قلب ها، بسیار مشکل و البته ماندگارتر است. بیایید سعی کنیم بین بچه های ایرانی با تمدن 2500 ساله و برگرفته از شعرا و نویسندگان بزرگی چون فردوسی، سعدی، مولوی و حافظ و بچه های روسیه که مهد پرورش نویسندگان و شعرایی همچون تولستوی، پوشکین، داستایفسکی و آنتوان چخوف عزیز و... است، رابطه ی برادری تشکیل شود. تا گل های علم و هنر، ادب و فرهنگ در باغ روابط آینده دو کشور شکوفا شود.

 بچه تر که بودم، کتابی خواندم به نام "تیستو سبز انگشتی" از "موریس درئون" که یکی از شاهکارهای ادبیات داستانی در زمینه صلح و دوستی است. این داستان مربوط به پسر بچه ای به نام "تیستو" است که انگشت سبز کننده دارد و همه چیز را تبدیل به گل و گیاه می کند. یک روز تیستوی عزیز، تصمیم می گیرد با انگشت جادوئی سبز کننده اش، تمام اسلحه های کارخانه ی اسلحه سازی پدرش را تبدیل به گل های زیبا کند، می دانید بعدش چه می شود!؟ در میدان جنگ، اسلحه ها گل شلیک می کنند! یکباره جنگ تمام       می شود و سربازان خوشحال هم را در آغوش می گیرند. دلم می خواهد با کمک همه بچه ها، خصوصا بچه های ایران و روسیه، تیستوهای فردا باشیم و سعی کنیم مثل تیستو، همه جا را سبز و گلباران کنیم.

گاهی ما هر چی می گوییم، بزرگترها می گویند، هنوز بچه اند! بزرگ ترهای عزیز، جالب است که بدانید ما آرزویمان است که بچه تر از این هم باشیم!!! کاش بچه باشیم و تنها نگرانی و دغدغه هایمان قهر کردن با عروسک هایمان باشد و البته جدایی ها به اندازه ی قهرهای کودکانه، کوتاه باشد! کاش زندگی مثل بازی با عروسک ها، دوباره شیرین شود، و همه مثل بچه ها، دلی صاف داشته باشند. کاش همه تیستو شویم، کاش...

همین جا لازم است از جناب آقای ولادمیر پوتین به خاطر توجه خاصشان به ادبیات کودک تشکر کنم. سلام من را به ایشان برسانید و بگویید آقای رئیس جمهور، دنیا به مردان خوش فکری چون شما نیاز دارد، امیدوارم با همت بالایتان و با کمک همه روسای جمهور جهان، دنیایی بسازید سبز و شکوفا تا ما کودکان با افتخار، به انسان بودنمان ببالیم. که به راستی"گفتگوی تمدن ها"بسیار قشنگ تر از ویرانی تمدن هاست.

دوستان مهربان من، خوشحالم که با هم هستیم، خوشحالم که هم دل و یک صدا شده ایم برای جهانی زیباتر، گرچه شاید واژه ها و زبانمان یکی نیست! به قول یکی از شعرای عزیز ایرانی

پس زبان همدلی، خود دیگر است        همدلی، از هم زبانی خوش تر است

زنده باد دوستی، صداقت، یکرنگی؛ زنده باد عشق و صفا و صمیمیت زنده باد دوستی کوکان ایران و روسیه...

ملیکا گلی- آبان 92