تبليغاتX
ملیکا گلی

ملیکا گلی
شهرزاد قصه های کودکانه 
قالب وبلاگ
[ پنجشنبه چهاردهم اردیبهشت 1391 ] [ 15:31 ] [ محمد گلی ] [ ]

  سلام، خوش اومدین


در دنیا جا برای همه هست، پس به جای آن که سعی کنی جای کسی دیگر را بگیری، سعی کن جای خودت را پیدا کنی.

چارلز اسپنسر چاپلین


[ پنجشنبه دوم تیر 1390 ] [ 11:4 ] [ محمد گلی ] [ ]

سوابق ادبي مليكا گلي(13ساله)- مولف۲۰ كتاب- موفق ترين کودک نويسنده دنيا - خردسال ترين واقف جهان

رتبه ی دوم جشنواره­ ی بین المللی امام رضا(ع) شهر كرد 86

رتبه ی دوم (مجدد) جشنواره­ ي امام رضا(ع) شهر كرد 87

برگزیده ی جشنواره­ ی دستان کوچک دعا تبريز 86

تقدیر شده ی جشنواره­ ي توليدات رسانه ­اي حجاب و عفاف- تهران 87

برگزیده ی جشنواره­ ی  ره­ آورد سرزمین نور(تهران 86)

تقديرشده ­ي ويژه ­ي جشنواره­ ي كشف لحظه ­ها- تهران 87  

برگزیده جشنواره­ ی فجر جاوید- مشهد 86  

دریافت لوح سپاس از جایزه­ ی ادبی اصفهان (دوره چهارم)

تقديرشده­ ي جشنواره­ ي  ره­ آورد سرزمين ­نور- خراسان­  رضوي 87

تقديرشده­ ي جشنواره­ ي حضور87                         

تقديرشده­ ي جشنواره­ ي ره ­آورد- تهران 88

تقدير شده­ ي جشنواره­ ي هنر در آيينه ­ي مطبوعات 88     

شايسته­ ی تقدير جشنواره­ ي داستان ماه حوزه هنري تهران- اسفند ماه 87

***رتبه ی سوم  جشنواره­ ي كتاب سال رضوي(کودک) همدان 88

تقدیرشده ی هفدهمین دوره هفته کتاب (اداره کل کتابخانه های عمومی خراسان رضوی88)

تجلیل در همایش «وقف احسان ماندگار» تهران - ۸۹ (وقف ۱۴ عنوان کتاب و جوایز )

تقدیرشده انجمن بانوان ناشر و اهل قلم خراسان رضوی88

رتبه ي سوم  مسابقات شطرنج پایه ی پنجم ابتدایی - ناحيه ۴ مشهد

رتبه ي دوم مسابقات شطرنج پایه ی دوم  راهنمايي  - ناحيه 6 مشهد

رتبه ي اول  مسابقات داستان نویسی پایه ی اول راهنمایی -استان خراسان رضوی ۹۰-۸۹

رتبه ي اول شعر و رتبه ی دوم داستان مسابقه ی کتاب کودک با موضوع عاشورا -ناحيه ۴ مشهد

رتبه ي اول  مسابقات داستان نویسی پایه ی اول راهنمایی -ناحيه ۴ مشهد ۹۰-۸۹

تقدیر شده ی همایش وقف و رسانه اداره کل اوقاف و امور خیریه ی خراسان رضوی 88

تجلیل به عنوان یکی از ۲۷بانوی فعال قرآنی- سازمان اوقاف و امور خیریه -

تهران سالن اجلاس سران کشورهای اسلامی ۸۹

* نویسنده­ ی ۲۰  عنوان کتاب:

1- رییس جدید(اولين كتاب مستقل)     جوايز داستان كتاب: برگزيده­ ي جشنواره­ ي كشف

 لحظه ­ها تهران 87

2- ماهی مغرور                (چاپ دوّم- اولين و آخرين كتاب مشترك با خانواده بر اساس یک مثل عامیانه)

3- شاهزاده خانم نازک نارنجی(چاپ اول)

4- دوچرخه(چاپ اول)       جوايز داستان كتاب: رتبه­ ي دوم جشنواره­ ي امام رضا (ع)86-.رتبه ­ي سوم  بخش كودك

 جشنواره­ ي كتاب سال رضوي 88

5- زیبا­ترين عروسك دنيا    جوايز داستان كتاب: تقدير شده ­ي جشنواره­ ي ره ­آورد سرزمين ­نور تهران 88 - ره آورد

 سرزمین نور خراسان­ رضوي 87- تقديرشده ­ي جشنواره­ ي حضور87

6- خوشگل­تر از هميشه   جوايز داستان كتاب: رتبه ­ي دوم جشنواره ­ي امام رضا (ع)87- برگزيده­ ي جشنواره­ ي

 حجاب و عفاف تهران87- رتبه­ ی سوم بخش كودك جشنواره ­ي كتاب سال رضوي 88

 7- خياط خياط                 جوايز داستان كتاب: برگزيده­ ي جشنواره­ ي حجاب و عفاف تهران87 و... 

8- عروس (چاپ اول)

9- فرار (چاپ اول)

10- كلاغه به خونه ­اش نرسيد (چاپ اول)

11- دفعه­ ي آخر (چاپ اول)

 12-بابای پولدار (چاپ اول)

۱۳-خانم فیل

۱۴- گنجشک ها و کلاغ ها

۱۵- عروسک شکمو

۱۶- تمیم ماهی ها 

۱۷-خانم قو

۱۸- خانم رباط  

..................آثار زیر چاپ.................

 ۱۹- می خواهم چکاره شوم ۲۰- پول ها        

               5 جلد رمان نوجوان به صورت مجموعه داستان(زيرچاپ)

     ................(20عنوان کتاب ديگر و ۳ جلد رمان آماده ی چاپ)......................

*چاپ داستان یا مصاحبه در روزنامه ­های کشوری- (اطلاعات، خراسان، تدبير فردا،  قدس،

 شهر آرا، رشد نو آموز، ايران، تهران امروز، همشهری(سرنخ)ُ نخست، زائر و...  (مکرّر)

*بازيگري: اسلاميه ­ي فردوس -110 (فيلم كوتاه) و... اجراي برنامه در  شبكه 5 كودك

 و راديو استانی و مصاحبه - رادیو سراسري ايران (مصاحبه)  (مکرر) و راديو بین المللی 

 صداي آشنا ۱و۲ ( داستان خوانی هر هفته ۵ شنبه ها (پخش زنده) و مصاحبه و ...

 *اجراي داستان در همايش­ هاي مختلف كشوري و استاني    

* مصاحبه با برنامه غیر منتظره شبکه ی ۲  (پخش زنده) تیرماه۸۹

*مصاحبه با شبکه ی خبر (برنامه ی اختصاصی- آبان ۸۹)

*پخش مستند درباره ی ملیکا شبکه ی ۳(مستند ذره بین)

*پخش خبر اخبار جوانه ها شبکه ی اول

و...

                                   مليكا گلي8814446-0511    همراه پدر: 09358033148  

توضيح: سوابق مليکا گلي کليه ي موارد فوق الذکر مي باشد.                با احترام: محمد گلي

[ پنجشنبه دوم تیر 1390 ] [ 1:5 ] [ محمد گلی ] [ ]

خلاصه عناوين مليکا گلي 12ساله- موفق ترين کودک نويسنده ي دنيا- خردسال ترين واقف جهان

1- تاليف ۲۰ عنوان کتاب کودک (۱۸ اثر چاپ شده و ۲ اثر در حال چاپ) 5 جلد رمان درحال چاپ

2- برگزیده و منتخب بیش از ۲۲ جشنواره

3- خردسال ترين واقف جهان (وقف حق التاليف و حق الترجمه ي 14 کتاب منتشره در سراسر جهان)

4- رتبه ي سوم کتاب سال رضوی 1388(بخش کودک)و نامزد جایزه گام اول1388(بخش داستان کودک)

5- چاپ داستان و مصاحبه در روزنامه ­های کشوری (مکرّر)

6- داستان خواني هفتگي در راديوي بين المللي صداي آشنا ۱ و  ۲(قصه هاي مليکا)

7- مصاحبه وپخش حبر با شبکه های مختلف سیما

۸- بازيگري و اجراي داستان در همايش هاي مختلف

همراه پدر: 09358033148

[ چهارشنبه یکم تیر 1390 ] [ 16:0 ] [ محمد گلی ] [ ]
خبرگزاری ایسنا
هجدهمين كتاب موفق ترين نويسنده‌ كودك دنيا منتشر شد؛
پدر موفق ترين نويسنده‌ كودك دنيا در راستاي دغدغه هاي وي:
طرح ويژه "حمايت و ساماندهي و کمک به کشف و شکوفايي استعدادهاي کودکان خياباني" تصويب شود

ادامه مطلب
[ دوشنبه دوم خرداد 1390 ] [ 8:2 ] [ محمد گلی ] [ ]

به نام خدا جون مهربون  

تو رو خدا، تو رو خدا، يک گل، فقط يک گل...خواهش مي کنم ...آقا... خانم... 

اين صدايي است که هر روز سر بعضي از چهار  راه ها  مي شنويم. نمایندگان محترم مجلس، من سال قبل 14 تا از کتاب هايم و تمام جوايزم را براي  بچه هاي بي سرپرست وقف کردم تا شايد آدم پول دارها هم به فکر آن ها بيفتند. اما انگار نه انگار...

نمایندگان محترم، از شما خواهش مي کنم، کاری کنید لااقل يک کم،


ادامه مطلب
[ سه شنبه ششم اردیبهشت 1390 ] [ 10:23 ] [ محمد گلی ] [ ]

موفق ترين كودك نويسنده دنيا پنج رمان جديد منتشر مي كند
فرهنگي و هنري  24/12/1390  09:50:50

9012-12687-5 كد خبر

شهرزاد قصه‌هاي کودکانه، در آستانه سالروز تولدش، 5 جلد رمان منتشر مي كند.

 

به گزارش واحد دريافت خبر ايسنا_منطقه خراسان،


ادامه مطلب
[ جمعه بیست و ششم اسفند 1390 ] [ 14:51 ] [ محمد گلی ] [ ]
شکایت به کمیسیون اصل 90 مجلس شورای اسلامی در پی عدم پاسخگویی مسئولین

پدر موفق ترين کودک نويسنده دنيا وخردسالترين واقف جهان گفت: يک سال و نيم پيش نامه سرگشاده مليکاگلي به رياست جمهوري منتشرشد و عليرغم پيگيري مستمر،


ادامه مطلب
[ یکشنبه ششم آذر 1390 ] [ 2:2 ] [ محمد گلی ] [ ]

نام ملیکا گلی به عنوان موفق ترین کودک نویسنده دنیا و خردسال ترین واقف کتاب جهان، ثبت جهانی شد.

نام مليکا گلي، نويسنده ي 12ساله ايراني  با 2 عنوان «موفق ترين کودک نويسنده دنيا» و «خردسال ترين واقف جهان» در رکوردهای معنوی- فرهنگی الخیرات به ثبت جهانی رسيد.


ادامه مطلب
[ یکشنبه ششم آذر 1390 ] [ 1:56 ] [ محمد گلی ] [ ]

شهرزاد قصه های کودکانه:

روز اول فروردین را روز جهانی خدا و صلح و آشتی نام گذاری کنید.

          کودکان خیابانی باید در مدارس مشغول تحصیل باشند.

در هفته ی وقف امسال، درهمايش احسان ماندگار که در محل سالن همایش های وزارت کشور

 


ادامه مطلب
[ سه شنبه دوازدهم بهمن 1389 ] [ 23:12 ] [ محمد گلی ] [ ]

کار نگارش دو جلد از  رمان های سه گانه ملیکا گلی به اتمام رسید . ملیکا از عید نوروز تقریبا هر روز روی رمان هایش کار کرده و  سرانجام  پس از نگارش اولیه بارها ویراستاری کرده است. اگر خدا بخواهد به زودی آثار با نشری قوی منتشر خواهد شد.

 

[ سه شنبه سی ام شهریور 1389 ] [ 13:24 ] [ محمد گلی ] [ ]

6 اثر جديد از خردسال ترين واقف جهان منتشر  مي شود؛                       مليکا گلي:
از استعداد كودكان ايراني به خوبي
استفاده نمي‌شود

سرويس: فرهنگي - هنري
1389/04/26
07-17-2010
10:50:07
8904-00797: کد خبر



 


ادامه مطلب
[ شنبه بیست و ششم تیر 1389 ] [ 10:0 ] [ محمد گلی ] [ ]

به نام خدا جون مهربون

تو رو خدا، تو رو خدا، يک گل، فقط يک گل... خواهش مي کنم آقا...خانم...

اين صدايي است که هر روز سر بعضي از چهار راه ها مي شنويم.  


ادامه مطلب
[ شنبه بیست و ششم تیر 1389 ] [ 7:9 ] [ محمد گلی ] [ ]

بع بعي!                                          ملیکا گلی

تمام ماجرا از آن جا شروع شد که مامانم يک روز يک عالمه سبزي خريد


ادامه مطلب
[ یکشنبه بیستم تیر 1389 ] [ 9:9 ] [ محمد گلی ] [ ]

خبرگزاري دانشجويان ايران - مشهد                   
سرويس: فرهنگي - هنري

نام "مليکا گلي" به عنوان موفق ترين نويسنده جهان و خردسال ترين واقف جهان در کتاب رکورد هاي ايران ثبت شد.

 

 


ادامه مطلب
[ یکشنبه بیست و سوم خرداد 1389 ] [ 12:40 ] [ محمد گلی ] [ ]

     رکورد مليکا گلي، شهرزاد قصه هاي کودکانه، ثبت ملي شد.

لازم به ذکر است پروژه ثبت رکوردهاي ملي ايران در راستاي حمايت از هنرمندان و رکورداران وطني چند سالي است که در کشورمان کليد خورده است.

آقاي قاسم علي رضايي مدير اجرايي اين پروژه ابراز اميدواري کرد که ثبت نام اين کودک نويسنده در دنياي مادي امروز، رکوردي انساني و آبرومندانه براي کساني باشد که قلبشان همواره براي عزت و عظمت بشريت مي تپد و بي شک افتخاري ماندگار براي اين مرز و بوم خواهد بود.

 
[ شنبه بیست و دوم خرداد 1389 ] [ 14:17 ] [ محمد گلی ] [ ]

مي‌خواهم نوبل ادبيات را به ايران بياورم

     مليكا گلي؛ كودكي كه در 10 سالگي 14 كتاب نوشته است

اميد توشه 
روزنامه ی تهران امروز  صفحه ی ۱۷مورخه ی  ۲۹-۱۱-۱۳۸۸

صدايش صداي دختر بچه‌اي 10 ساله است با ته لهجه‌اي مشهدي ولي وقتي حرف مي‌زند سخت است باور كني او به جاي اينكه مانند همسن و سال‌هايش عروسك بازي كند، دنيايي به بزرگي مشكلات همه بچه‌هاي دنيا داشته باشد اما دارد: «دلم مي‌خواهد همه بچه‌ها به آرزوهايشان برسند يا اينكه ديگر هيچ بچه فقيري توي دنيا نباشد. خيلي دوست دارم بچه‌هاي يتيم و معلول شاد باشند...»
همين هفته گذشته بود كه «مليكا گلي» حق‌التاليف‌هايي كه به خاطر نوشتن كتاب‌هايش گرفته بود را وقف كرد. بين شش هزار آدمي كه بين‌شان از مسئولان و مديران گرفته تا معلولان و كودكان بي‌سرپرست بودند، او همه پس‌انداز و دستمزد نويسندگي‌اش را وقف بچه‌هاي نيازمند و مجتمع كودكان بي‌سرپرست مشهد كرد. پدرش مي‌گويد: «مسئولان هم براي تقدير از اين حركت او چند سكه به عنوان هديه به او دادند اما همان جا روي سن آن سكه‌ها را هم به كودكان معلول بخشيد.»
حاج آقا كاريزنويي كه در سازمان اوقاف مشهد كار مي‌كند و از نزديك شاهد اين كار ارزشمند دخترك بوده مي‌گويد: «يك وقتي است كه فردي در كهنسالي تصميم مي‌گيرد بخشي از اموال خود را براي آباد كردن آخرتش وقف كند اما دختر 10 ساله‌اي كه تازه اول زندگي‌اش است، مي‌آيد همه چيزش را مي‌دهد يعني اتفاق قشنگي افتاده است. خانواده گلي مرفه نيستند كه بگوييم اين پول به دردش نمي‌خورد. پدرش دبير است و مادرش خانه‌دار ولي او كاري كرد تا به عنوان كم سن‌ترين واقف جهان شناخته شود.» اما پدرش، محمد گلي كه خودش هم از دور دستي بر آتش نويسندگي دارد، دوست ندارد وقفي كه دخترش انجام داده را تحت تاثير قرار دهد چون از نظر او مليكا با استعدادي كه در زمينه داستان سرايي دارد، بايد بيشتر مورد توجه قرار بگيرد. او از كلاس اول دبستان كه اولين كتابش چاپ شد تا حالا كه 10 ساله شده و توانسته 14 كتاب داستان بنويسد و چاپ كند، توانايي خود را نشان داده است. به قول پدرش مليكا كم سن‌ترين نويسنده كتاب كودكان است كه همه درآمدش را هم وقف كرده است.
تازه از مدرسه به خانه آمده است. مانند يك نويسنده با تجربه حرف مي‌زند و از وضعيت نشر انتقاد مي‌كند و از كتاب‌هايي مي‌گويد كه در دست چاپ دارد اما اگر از او بپرسيد چرا سراغ ادبيات و داستان رفته است، با همان
ته لهجه شيرينش مي‌گويد: «زبان فارسي با ادبيات غني كه دارد، هنوز نوبل نگرفته است. مي‌خواهم يك روز جايزه نوبل را ببرم و به همه دنيا بگويم ايراني‌ها چقدر با فرهنگ هستند.» البته بلافاصله اضافه مي‌كند كه ما نويسندگان خوبي داشتيم كه مي‌توانستند اين جايزه را ببرند، اما من دوست دارم يك ايراني هر چه زودتر برنده نوبل ادبيات شود. هر چه باشد او نزديك به 20 جايزه و لوح تقدير به خاطر كتاب‌هايش گرفته است و بارها روي سن رفته و با دستان كوچكش لوح‌هاي شيشه‌اي و تقديرنامه‌هاي بزرگ را گرفته است. شايد به همين دليل است كه خودش را روي سن آكادمي سلطنتي علوم سوئد تصور مي‌كند كه جايزه يك ميليون دلاري موسسه آلفرد نوبل را دريافت مي‌كند.
ولي رويا و تخيل قوي او فقط در نوشتن داستان به كمك او نمي‌آيد. مثلا در مورد اينكه مي‌خواهد چه كاره شود، باز هم همان تخيلش البته جهان بيني بزرگش است كه به چشم مي‌آيد: «دلم مي‌خواهد كاري داشته باشم كه همه من را دوست داشته باشند، خصوصا بچه‌ها خيلي لذت ببرند، حتما يك آدم نيكوكار مي‌شوم و كلي مدرسه مي‌سازم. فكرش را بكنيد، كلي بچه توي كلاس‌هايي كه من ساخته‌ام، درس مي‌خوانند. آن وقت هر كدام‌شان يك شغلي پيدا مي‌كنند، شايد هم يكي از آنها، روزي رئيس‌جمهور شود يا شهردار و شايد هم يك آدم نيكوكار ديگر، واي خداي من اين چه شغل خوبي است.»
شايد بعضي‌ها فكر كنند، چاپ و نوشتن كتاب براي رده سني كودك كار ساده‌اي باشد، اما پدرش به شوخي مي‌گويد: «من خودم نتوانستم كتابي چاپ كنم، ولي داستان‌هاي مليكا آنقدر جذاب هستند كه ناشران علاقه‌مند به چاپ آنها مي‌شوند. در هر صورت او تا امروز 14 كتاب چاپ شده دارد كه تا چند وقت ديگر تعدادشان به 20 عنوان مي‌رسد.» از كتاب‌هايش به رئيس‌جديد، ماهي مغرور، شاهزاده خانم نازك نارنجي، دوچرخه، زيباترين عروسك دنيا، ره آورد سرزمين نور، خوشگل‌تر از هميشه، خياط خياط، عروس، كلاغه به خونه‌اش نرسيد و دفعه آخر اشاره مي‌كند، اما خودش داستان «خياط خياط» را خيلي دوست دارد و پيشنهاد مي‌كند، اگر مي‌خواهيم به بچه‌ها كادويي بدهيم، بهترين چيز كتاب است.
هر چند پدر مليكا مانند يك مدير برنامه و يك مشاور خوب در كنار دخترش حضور دارد، ولي نمره‌اي كه اين كودك 10 ساله در زندگي و هنر گرفته بيست بيست است. شايد او راز موفقيت را به خوبي دريافته است و برخلاف شخصيت‌هاي كتاب «خياط خياط»، شهرتش مديون مستقيم حركت كردن به سوي هدف است، نه اينكه مانند دوقلوهاي داستانش اشتباهي به اين مسير افتاده باشد. دوقلوهاي داستان «خياط خياط» كه يكي لباس را قيچي مي‌كرد و ديگري مي‌دوخت اما نخستين لباس را كج دوختند و وقتي مشتري آمد تا لباسش را ببرد، همين كه چشمش به لباس كج افتاد، گفت: واي چه مدل جديدي!
از آن به بعد دوقلوها هر روز يك لباس اختراع مي‌كردند و اين لباس‌هاي كج وكوله و عجيب و غريب چون با همه لباس‌ها فرق داشتند، خيلي زود معروف و مشهور شدند و...

 

[ پنجشنبه بیست و سوم اردیبهشت 1389 ] [ 17:8 ] [ محمد گلی ] [ ]

در مدارس، کتابخانه‌هاي خوبي براي کودک و نوجوان وجود ندارد

سرويس: فرهنگي - هنري
1388/12/04
02-23-2010
10:04:06
8811-01244: کد خبر


ادامه مطلب
[ چهارشنبه بیست و دوم اردیبهشت 1389 ] [ 20:52 ] [ محمد گلی ] [ ]

 

11-year-old Iranian author vows to only write children’s books
Tehran Times Culture Desk
 
 
 
 
 
 
 
 

TEHRAN -- The youngest Iranian writer said that she plans to dedicate all her life to writing books for children.

Eleven-year-old Melika Goli has recently endowed all 14 of her books to provide funds for orphans around the world, the Persian service of ISNA reported on Monday.

She has also said that she will donate all the money raised by the sale of any translation of her books in any country to the children of that country.

“I intend to write for children all my life and I want to become a great cultural figure like Ferdowsi. However, I know that I will never reach that pinnacle because he was truly a great personality,” said Melika, who is the author of “What Do I Want to Do?”

She began her writing career after completing first grade at school at the age of seven when she attended story writing courses her father held for school children. However, she created stories verbally prior to that time.

Melika, who lives with her family in Mashhad, is mainly interested in reading books by foreign writers.

“I can improve my skills through reading (translations of) foreign works, which I think have better fictional plots,” she stated.

Books by British novelist Roald Dahl, American littérateur Shel Silverstein, Danish writer Hans Christian Andersen and Iranian authors Mehdi Azar Yazdi and Sadeq Hedayat are among her favorites.

She criticized Iranian school libraries for their general lack of regard for children’s interests.

“Children are mostly interested in sci-fi books while the school libraries generally provide religious and historical books, which are not very interesting to children,” Melika lamented.

She also censured Iranian TV for its lack of any plan to promote reading.

“Everything except books and reading is promoted on Iranian TV,” said Melika, who has written “Runaway”, “Moneys”, “The Wealthy Daddy” and “The Bride”.

“More Beautiful than Ever”, “The Bicycle”, “The Last Time”, and “The New Boss” are among her other credits.

She sees herself as owing her success to the help she has received from her parents. However, she also thanks her teachers for their support.

Photo: Iran’s youngest writer, Melika Goli, gives an interview at the ISNA office in Mashhad on February 28, 2010. Her parents are also seen in the photo. (ISNA/Maryam Royaii) 

[ چهارشنبه بیست و دوم اردیبهشت 1389 ] [ 15:55 ] [ محمد گلی ] [ ]
پاي صحبت "مليکا گلي" قصه نويس خردسال
مشهد - وقتي که "مليکا گلي" نويسنده 10ساله مشهدي را براي نخستين بار در دفتر خبرگزاري جمهوري اسلامي ديدم، تصور نمي کردم که با خالق 11 کتاب ارزشمند و برگزيده چند جشنواره فرهنگي و هنري مواجه شده ام.

ادامه مطلب
[ سه شنبه بیست و یکم اردیبهشت 1389 ] [ 23:45 ] [ محمد گلی ] [ ]

 

                               «خیّاط خیّاط»                           *ملیکا گلی

     دوخواهردوقلو بودند، که به جزخرابکاری کار دیگری بلد نبودند. یک ­بار تصمیم گرفتند آشپزی کنند، یک آشپزی دوقولویی! معلوم است غذا یا شور بود یا بی ­نمک.

     آن­ ها درآشپزی هم مثل کارهای دیگرموفّق نشدند. بعد تصمیم گرفتند خیّاط شوند! یک خیّاطی دونفره!

     آن ­ها یک مغازه زدند و اسمش را گذاشتند: «خیّاط خیّاط» چه اسم عجیبی!

     یکی از دوقولوها لباس را قیچی می­ کرد و دیگری می ­دوخت. وای چه خرابکاریی شده بود. اوّلین لباس را کج دوخته بودند...

     دو­قلوها به­هم نگاه می ­کردند، اما دیگر دیرشده بود. همان موقع مشتری آمد تا لباسش را ببرد و همین­ که چشمش به لباس کج افتاد، گفت:

     «وای چه مدل جدیدی!»

     یکی از دو­قلوها خندید و گفت: «شاید!»

     ازآن به بعد دوقلوها هر روز یک لباس اختراع می­کردند. لباس­ های کج وکوله وعجیب و غریب! آن­ها خیلی زود معروف شدند، چون لباس ­هایشان با همه ­ی لباس­ها فرق داشت. هنوز هم دوقلوها توی­«خیّاط خیّاط» مشغولند، برای همین  هر روز مردم لباس­ های عجیب­تر از روز قبل می ­پوشند!

                                               جوايز اين داستان تا کنون:

          برگزيده ي جشنواره  توليدات رسانه اي حجاب وعفاف ( تهران 87)

          تقدير شده ي جشنواره ي کشف لحظه ها (به همراه داستان رئیس جدید) تهران

 مليکا گلي 11 ساله - مولف 14 کتاب  و  برگزيده 13 جشنواره  و خردسالترين واقف جهان

[ یکشنبه پنجم اردیبهشت 1389 ] [ 1:16 ] [ محمد گلی ] [ ]

                                                              فرار                                                ملیکا گلی

     كتاب كوچولو سرفه مي كرد. چشــم هــايش پراز خاك شده بود. اشك


ادامه مطلب
[ شنبه چهارم اردیبهشت 1389 ] [ 15:18 ] [ محمد گلی ] [ ]

رئیس جدید                                                 ملیکا گلی

یک روزحیوانات جنگـل تصمیـم گرفتند


ادامه مطلب
[ شنبه چهارم اردیبهشت 1389 ] [ 0:41 ] [ محمد گلی ] [ ]

   می­خواهم چکاره شوم!؟                                        ملیکا گلی

من درآینده یک شهردار خواهم شد، آن وقت ماشین­های خوب سوار می­شوم و دیگر مجبور نخواهم بود، اتوبوس­های شلوغ را تحمل کنم.

 اما نه، بهتر است رییس جمهور شوم که از شهردار هم بالاتر است، امانه! حوصله این که یکسره جلسه داشته باشم را اصلاً ندارم.                                                       

   یک پلیس می­شوم، صبح تا شب تفنگ بازی می کنم! وای که چه کیفی دارد، اما نه! حوصله­ی دزدها و ولگردها را ندارم!

   فهمیدم، خلبان می شوم، آن وقت به کل دنیا سفر می­کنم. اما نه! این هم جالب نیست، ممکن است سقوط کنم. نه اصلاً جالب نیست.                

   دلم می­خواهد کاري داشته باشم كه همه من را دوست داشته باشند، خصوصا بچه­ها.  خیلی لذت دارد. یافتم...

   من حتماً يك آدم نيكوكار می­شوم. كلي پرورشگاه برای بچه های بی سرپرست مي­سازم. عالي و درجه­ی یک.

   فكرش را بكنيد، كلي بچه توي پرورشگاه هایی كه من ساخته­ام، زندگی خواهند کرد. آن ها چیزهای زیادی یاد خواهند گرفت و وقتی بزرگ شوند، هر كدامشان يك شغلي پيدا مي­كنند، شايد هم يكي­ از آن ها، روزي رئيس جمهور شود يا شهردار...

 شايد هم يك آدم نيكوكار ديگر، واي خداي من!   

                مليکا گلي 11 ساله - مولف 14 کتاب  و  برگزيده 13 جشنواره  و خردسال ترين واقف جهان

       ۰۹۳۵۸۰۳۳۱۴۸- ۰۵۱۱۷۱۱۱۳۷۲

[ جمعه سوم اردیبهشت 1389 ] [ 3:30 ] [ محمد گلی ] [ ]

گفت و گو با «مليکا گلي» دختر ۱۱ ساله مشهدي که ۱۴ کتاب نوشته است

دختري کوچک با دغدغه هايي بزرگ

هوشمند -  مشهد

خراسان رضوي - مورخ شنبه۲۱-۱- 1389 شماره انتشار 17520

۱۱ سال بيشتر ندارد. اما با لحن کودکانه آن چنان از دغدغه هاي بزرگي که شب و روز به آن ها فکر مي کند مي گويد که گويي اکنون کوله باري پر از تجربيات ريز و درشت بر دوش دارد. البته خواسته زيادي ندارد. به قول خودش تنها از مسئولان مي خواهد که «يک کوچولو» از او حمايت کنند. با اين سن کمش چاپ ۱۴ عنوان کتاب کودک را در کارنامه دارد و ۲۰ کتاب ديگر او هم در انتظار چاپ است. هفته کتاب کودک بهانه اي بود تا در گفت وگويي کودکانه با «مليکا گلي» دختر بچه ۱۱ ساله مشهدي که عنوان شهرزاد قصه هاي کودکانه را به خود اختصاص داده است، با دغدغه هاي يک کودک نويسنده آشنا شويم و بشنويم که «مليکا» چه آرزوهاي بزرگي در سر دارد. اوکه کسب جايزه نوبل را به عنوان يک «حداقل» مطرح مي کند، به بچه هاي هم سن وسالش مي گويد که کتاب بخوانند، از خانواده ها مي خواهد که براي بچه هايشان کتاب بخرند و از مسئولان هم درخواست مي کند که به فرهنگ و ادب بيش از پيش اهميت دهند.

فرهنگي گفت‌وگو خراسان: تاکنون ۳۴ کتاب نوشته اي و ۱۴ اثرت به چاپ رسيده و ۲۰ اثر ديگر هم در انتظار چاپ است. براي شروع بحث بگو از اين که براي بچه ها کتاب مي نويسي، چه حسي داري؟

وقتي براي بچه ها کتاب مي نويسم احساس خيلي خوبي به من دست مي دهد.چون مي دانم وقتي آن ها اين کتاب ها را مي خوانند قادر خواهند بود استعدادهايشان را کشف کنند و به مرحله اجرا برسانند.

خراسان: بچه ها چگونه مي توانند با خواندن کتاب به استعدادهاي خود پي ببرند؟

آن ها وقتي کتاب هاي من را مي خوانند و متوجه مي شوند که من در ۱۱ سالگي ۱۴ کتاب نوشته ام، مي فهمند که آن ها هم مي توانند اين کار را انجام دهند. فکر مي کنند که اگر کتاب بنويسند يا هر کار هنري ديگري انجام دهند و منتشر کنند، چه قدر خوب مي شود.

خراسان: آيا فکر مي کني همه بچه ها مي توانند نويسنده شوند؟

اگر مسئولان اهميت بدهند و حمايت کنند، مي شود. مثلا وقتي من مي بينم وضعيت مزار آقاي اخوان ثالث به اين شکل نامناسب است نااميد مي شوم و با خودم مي گويم: «کسي به نويسنده ها توجه نمي کند». يا اين که مي بينم نويسنده بزرگي مثل آقاي مهدي آذريزدي وقتي فوت مي کنند، تازه نامشان را مطرح مي کنند و برايشان همايش مي گيرند. در حالي که وقتي زنده بودند هيچ کاري نشد. حالا ديگر چه فايده اي دارد؟ همچنين مسئولان بايد بچه ها را به سمت کتاب خواني تشويق کنند نه اين که وقتي يک دانش آموز به يک کتابخانه عمومي مثل کتابخانه هاي کانون پرورش فکري کودکان و نوجوانان مراجعه مي کند، از او حق عضويت بخواهند و انگيزه هايش را براي کتاب خواني از بين ببرند.

خراسان: چرا بچه ها کم کتاب مي خوانند؟

چون پدر و مادرها زياد اهميت نمي دهند و کتاب خوب هم زياد در دسترس بچه ها نيست.

خراسان: اگر کتاب هاي خوب در دسترس باشد، کافي است؟

وجود کتاب هاي قوي مثل نوشته هاي آقاي آذريزدي يا برخي نويسنده هاي خارجي هم چون هانس کريستين اندرسون و... خيلي تاثير دارد ولي به تنهايي کافي نيست. در کنار آن مسئولان هم بايد بيشتر به اين موضوع اهميت بدهند و بچه ها را براي کتاب خواني تشويق کنند.

خراسان: نقش پدر و مادرها را در اين بين چگونه ارزيابي مي کني؟

به نظر من آن ها بايد به جاي خريد بازي هاي رايانه اي، براي بچه ها کتاب بخرند و آن ها را به کتاب خواني تشويق کنند.

خراسان: مدرسه ها بايد چه کار کنند؟

در کنار کتاب هاي علمي و تخيلي، بايد کتاب هاي کودکانه هم در کتابخانه مدرسه‌ها وجود داشته باشد. مسئولان مدرسه بايد کاري کنند که کتاب در نظر بچه ها قشنگ باشد. مثلا مي توانند نظرسنجي کنند که بچه‌ها چه کتاب هايي را بيشتر دوست دارند و در نهايت همان کتاب ها را در اختيار آن‌ها قرار دهند.

خراسان: برگرديم به بحث نويسندگي، به نظر تو کسي که مي خواهد براي بچه ها کتاب بنويسد، چه نکاتي را بايد رعايت کند؟

 ادبيات کتابي که براي بچه ها نوشته مي شود بايد کودکانه باشد يعني بايد به صورتي باشد که بچه ها بتوانند آن را درک کنند.پيام اين گونه کتاب ها بايد به صورت غيرمستقيم انتقال داده شود من به هيچ عنوان کتاب هايي را که مي خواهند پيامي را به صورت مستقيم به کودکان انتقال دهند، دوست ندارم.

خراسان: مهم ترين دغدغه هاي مليکا گلي در سن ۱۱سالگي چيست؟

 من دوست دارم مسئولان کمک کنند که من حداقل جايزه نوبل را بگيرم و هم چنين نامم در کتاب رکوردهاي جهاني «گينس» ثبت شود. اين کار در پايان باعث مي شود نام کشورمان هم چون گذشته که با اسم فردوسي مي درخشيد، در جهان مطرح شود. هم چنين من خيلي دوست دارم کتاب هايم به زبان هاي ديگر ترجمه شود و در جشنواره هاي بزرگ بين المللي مثل هانس کريستين اندرسون نيز شرکت کنم. اما اين کار بدون کمک و حمايت مسئولان امکان پذير نيست. چرا بايد اين گونه باشد که من براي شرکت در مسابقات جهاني و ترجمه کتاب هايم نياز به پارتي داشته باشم؟ چرا ما نبايد امروز يک فردوسي يا اخوان ثالث داشته باشيم؟ من از مسئولان مي خواهم که حداقل «يک کوچولو» از من حمايت کنند.

خراسان: کسب درآمد، مشهور شدن يا خوانده شدن کتاب هايت، کدام يک را بيشتر دوست داري؟

 کسب درآمد که اصلا برايم مهم نيست. مشهور شدن را دوست دارم ولي فقط در حدي که انگيزه اي باشد براي بچه ها که استعدادهايشان را کشف کنند. اما خيلي دوست دارم کتاب هايم را ديگران بخوانند.

 

[ شنبه بیست و هشتم فروردین 1389 ] [ 12:51 ] [ محمد گلی ] [ ]

magiran.com > روزنامه ايران > شماره 4451 16/12/88 > صفحه15 

 
آرزوهاي بزرگ دختر شهر قصه ها

                    

                    گفت وگو با مليكا گلي، نويسنده 10ساله كتاب هاي كودك و نوجوان

نويسنده: مريم بهريان

زماني كه خواندن و نوشتن را هنوز نياموخته بوديد، چه تصويري از نويسندگي در ذهنتان بود؟

از آنجايي كه پدر و مادرم هر دو نويسنده هستند، از سنين قبل از دبستان، جذابيت اين حرفه را به خوبي درك مي كردم و دوست داشتم تا سريع تر به كلاس اول بروم و نوشتن را ياد بگيرم. از دو سالگي، مادر يا پدرم هر شب براي من قصه مي گفتند و همه داستان ها در ذهنم باقي مي ماند و آنها را حفظ مي كردم.

قصه هاي دوران كودكي تان را هنوز بخاطر داريد؟

بله، بهترين داستان هايي كه مادرم تا سنين قبل از دبستان براي من تعريف مي كرد، از نويسندگان معروفي مانند هانس كريستين آندرسن بود. بارها و بارها از مادرم مي خواستم تا دوباره آنها را براي من بخواند.

اولين داستاني را كه قبل از رفتن به مدرسه گفتيد، چه بود؟

داستاني به اسم «آقاي خسيس». اين قصه را براي مادر و پدرم تعريف كردم. البته وقتي به كلاس اول رفتم، كمي تغييرش دادم، اسم كتاب را هم به «باباي پولدار» تغيير دادم.

يعني كتاب را با كمك پدر و مادر نوشته بودي؟

بله آنها به من در تكميل داستان كمك كردند. اما اولين كتاب مستقل من كه وقتي هفت ساله بودم به چاپ رسيد، «ماه مغرور» بود. بعد از آن هم شاهزاده خانم نازك نارنجي و...

ايده نوشتن كتاب ماه مغرور، چگونه به ذهنتان رسيد؟

از بزرگترها شنيده بودم، غرور، صفت ناپسندي است. مي دانستم، غرور شيطان باعث شد تا در برابر امر خدا تسليم نشود و از فرشته اي مقرب به شيطان تبديل شود. اين مسئله باعث شد تا كتاب ماه مغرور را بنويسم.

در روز چند كتاب مي خوانيد؟

من براي انجام همه كارهايم برنامه ريزي مي كنم. ساعاتي را به درس خواندن اختصاص مي دهم. يك يا دو ساعت را هم كتاب مي خوانم. تعدادش مهم نيست. مهم اين است كه هر روز ذهنم براي نويسندگي خلاق تر مي شود.  

چرا بيشتر علاقه مند به خواندن كتابهاي نويسندگان خارجي هستيد؟ نظرتان راجع به قصه هاي كهن ايراني چيست، مثل  «بز زنگوله پا»...

وقتي بچه بودم، مادرم از قصه هاي كهن ايراني برايم مي گفت. در آن زمان شخصيت هايي مثل شنگول و منگول را دوست داشتم و برايم جالب بود. قصه هاي مهدي آذر يزدي را كه متاسفانه در قيد حيات نيستند را خيلي دوست دارم و مطالعه مي كنم. اما كتاب هاي نويسندگان خارجي باعث افزايش خلاقيت ذهنم مي شود و بيشتر از تخيلات ذهنم استفاده مي كنم. از طرف ديگر در كتابخانه ها يا كتابفروشي ها تعداد كمي از كتاب هاي نويسندگان ايراني به كودكان و نوجوانان اختصاص داده مي شود. براي همين است كه من دوست دارم، تا آنجا كه مي توانم براي كودكان، كتاب بنويسم. كتاب هاي خوب و پندآموز.

پس شغل آينده تان را انتخاب كرده ايد، نويسندگي؟

دوست دارم در آينده پليس شوم، آن وقت از صبح تا شب تفنگ بازي مي كنم اما نه حوصله ولگردها و دزدها را ندارم. فهميدم دوست دارم خلبان شوم و به تمام دنيا سفر كنم، اما نه اين كار را هم دوست ندارم چون ممكن است سقوط كنم.

فهميدم دوست دارم در آينده فردي نيكوكار شوم و از بچه هاي بي سرپرست در پرورشگاهي كه پر از كتاب و اسباب بازي است، حمايت كنم. بچه ها در اين پرورشگاه علم مي آموزند و چيزهاي زيادي ياد مي گيرند، شايد يكي از آنها خلبان شود شايد هم پليس.

نويسندگي را در كنار اين كار ادامه مي دهيد؟

آرزوي من نوشتن داستان براي كودكان است، تا آخر عمر. آرزو دارم روزي جايزه نوبل را كسب كنم و آن را به تمام بچه هاي نيازمند دنيا تقديم كنم و ركورد كتاب هايم در كتاب گينس ثبت شود.
با توجه به اين كه پدر و مادرتان نويسنده هستند، به چه ميزان در پيشرفت شما نقش داشته اند؟

من و پدر و مادرم هر پنجشنبه جلسه نقد و بررسي برگزار مي كنيم. در طول هفته بايد هركدام از ما سه داستان بنويسيم و در جلسه داستان هايمان را بخوانيم. در غير اينصورت جريمه مي شويم. جريمه اين است كه بايد پنج تا داستان ديگر بنويسيم. من داستانم را در جلسه مي خوانم و پدر و مادرم آن را نقد مي كنند. هر كتابي را هم كه خوب بنويسم و به چاپ برسد از       حق التاليف اش براي من جايزه مي خرند.

جايزه ها معمولاً چه چيزي هستند؟

بيشتر كتاب مي خرند. البته چند ماه پيش تصميم گرفتم، حق التاليف كتابم را به كودكان نيازمند و بي سرپرست تقديم كنم. من مطمئن هستم كودكان زيادي دردنيا زندگي مي كنند كه استعدادهاي فراواني دارند، اما به دليل مشكلات مالي ممكن است اين استعدادها شكوفا نشود. من دوست دارم كودكان ديگر هم در شادي حق التاليف كتاب هايم با من شريك شوند و آرزو مي كنم تمام كودكان دنيا هميشه شاد باشند و بتوانند تحصيل کنند. و روزي كه كتاب هايم در كشورهاي خارجي چاپ شود، حق الترجمه كتاب هايم را به كودكان بي بضاعت خواهم بخشيد.

كتاب هايت را به همكلاسي هايتان هم هديه مي دهيد؟

بله، هر سال كه به كلاس بالاتر مي روم، روز اول سال تحصيلي كتاب هايم را به دوستانم هديه مي دهم و در زنگ هاي تفريح براي بچه ها كتاب مي خوانم تا به جاي بيهوده گذراندن وقتشان كتاب بخوانند.
كدام زنگ ها را در مدرسه بيشتر دوست داريد؟

زنگ انشا و قرآن

به كدام يك از شخصيت هاي داستان هايتان علاقه مند هستيد؟

شخصيت هاي تمثيلي در كتاب خياط – خياط. در اين كتاب شخصيت هاي اصلي داستان را دو خواهر دوقلو تشكيل مي دادند كه قادر به انجام هيچ كاري نبودند. وقتي غذا مي پختند، غذا يا شور مي شد، يا بي نمك. تا روزي كه يك مغازه باز كردند و اسمش را گذاشتند، خياط- خياط. اولين لباسي را كه دوختند كج شد، خيلي ناراحت بودند تا اين كه يك مشتري وارد مغازه شد و از مدل لباس خوشش آمد و آن را به قيمت مناسبي خريد. خياط ها از آن روز به بعد لباس هاي مختلف با مدل هاي كج و گوناگون مي دوختند و اين لباس هاي عجيب و غريب فروش خوبي داشت.

ايده خلق اين اثر از كجا به ذهنتان رسيد؟

يك روز براي شركت در مراسم عروسي به اتفاق پدر و مادرم به مغازه يك خياط رفتم و مدل همه لباس ها كج بود، از آنجا ايده نوشتن اين داستان به ذهنم رسيد.

در بازي ها چقدر از تخيل يا داستان هايتان استفاده مي كنيد؟

زياد، بيشتر سعي مي كنم نقش شخصيت هايي را كه در داستانهايم دوست دارم، بازي كنم.

بهترين قصه اي كه دوست داريد، براي كودكان دنيا بگوييد؟

بچه ها دوست دارند، كساني براي آنها قصه بنويسند كه دنياي كودكي شان را به خوبي درك كنند و داستان ها فقط جنبه نصيحت نداشته باشد.
شهر قصه ها؟

دوست داشتم ملكه شهر قصه ها بودم و دستور مي دادم همه كتابخانه ها پر از كتاب هاي كودك باشد و كتاب هاي كودك پر مي شد از تصاوير زيبا و رنگين.

حبه انگور؟

اگر جاي حبه انگور در قصه بز زنگوله پا بودم، گرگ بدجنس را به سزاي اعمالش مي رساندم و بزغاله هاي ديگر را از دست گرگ فراري مي دادم.
توصيه اي براي كودكان علاقه مند به نويسندگي داريد؟

به نظر من بايد كتاب هاي نويسندگان كودك را بيشتر مطالعه كنند. كتاب خواندن ذهن بچه ها را باز مي كند و قدرت تخيل بيشتري پيدا خواهند كرد. البته شركت در مسابقه هاي داستان نويسي هم بي تاثير نيست.

 

[ چهارشنبه بیست و ششم اسفند 1388 ] [ 12:45 ] [ محمد گلی ] [ ]

                                           "خردسال ترین واقف جهان" انتخاب شد

مهر: "ملیکا گلی" نویسنده 10 ساله مشهدی به عنوان خردسال ترین واقف جهان، در دهه وقف اقدام به ایجاد یک موقوفه فرهنگی کرد.

ملیکا گلی دانش آموز واقف 10 ساله که تاکنون 14 عنوان کتاب کودک و نوجوان از او چاپ و انتشار یافته است، ظهر یکشنبه در جمع خبرنگاران افزود: با وقف این کتابها و توزیع آن توسط اداره کل اوقاف و امور خیریه خراسان رضوی در مدارس و مساجد، دانش آموزان و کودکان بیشتری می توانند از آن بهره ببرند و با فرهنگ کتابخوانی آشنا شوند.

وی با بیان اینکه هدیه این کتابها باعث شناسایی استعدادهای زیادی در همه زمینه ها خواهد شد، افزود: با توسعه این کارهای فرهنگی، وقف در جامعه نهادینه خواهد شد.

مدیرکل اوقاف و امور خیریه خراسان رضوی نیز در این باره با اشاره به کوچک ترین واقف ایرانی (ملیکا گلی) که حق تالیف کتابهای خود را به عنوان یک موقوفه وقف کرد، افزود: امروز این دختر دانش آموز در مدرسه ای که از موقوفات گوهرشاد آغا بر جای مانده این سنت حسنه را حفظ و در یاد دانش آموزان جاودانه کرد.

حجت الاسلام حجت گنابادی نژاد با بیان اینکه ارزش این موقوفه به نام همه دانش آموزان ایرانی ثبت خواهد شد، تصریح کرد: این اتفاق به عنوان نمادی تاریخی از سنت حسنه وقف برای ملت حفظ خواهد شد.

 

[ جمعه سی ام بهمن 1388 ] [ 15:53 ] [ محمد گلی ] [ ]

شهرزاد قصه گوی ایران از قصه هایش می گوید

تمامی حقوق مادی و معنوی برای سازمان صداوسیما محفوظ می باشد
All rights reserverd by Radio Iran . Powered by Nastooh News

                                       چهارشنبه 29 مهر 1388 رادیو سراسری ایران

ملیکا بدون تردید یکی از شایسته ترین سرمایه های  ادبی ایران زمین است که با استعداد خدادادی اش توانسته است   در سن ده سالگی افتخارات گرانقدری را در عرصه ادبیات ایران نصیب خود و جامعه ایرانی کند. او در یک ارتباط تلفنی با برنامه کوچه رادیو، با زبان شیرین کودکانه سخنش را با یاد خدا آغاز می کند و برای روز دختر، بهترین هدیه را کتابهایی می داند که از دستان پر مهر پدر دریافت کرده است.

امروزه توجه والدین به کشف استعدادهای کودکان، بخوبی می تواند زمینه های رشد و بالندگی فرزندان را برای آینده ترسیم کرده و بیمه کند. پدر ملیکا نویسنده ای است که صاحب جوایز متعدد ادبی در سطح ملی بوده است و امروزه از دختر کوچکش با عنوان شهرزاد قصه ها یاد می کند، گو اینکه می داند در پس این تلاش بی وقفه داستان سرایی او، افتخارات پرشور و غروری برای ایران و ایرانیان به ارمغان خواهد آورد.

براستی چه کسی باور می کند دخترک ده ساله ای که از سن 7 سالگی اولین تجربه نگارش ادبی اش را بر صفحه سفید کاغذ می نگارد و داستان ماهی مغرور را خلق می کند، امروز اینک بر عرصه ادبیات داستان نویسی ایران سربلند بسوی افق های متعالی چشم دوخته است و با امید به استعداد خدادادی اش تحول ادبیات داستانی را لحظه شمار می کند.

باور کنیم که اگر این هدیه های الهی در امتداد نگاهمان گم نشوند، وجود گرانقدرشان گنجینه هایی عظیم و تاثیرگذار خواهند شد، که تا سالهای سال از چشمه وجودشان جامعه سیراب خواهد شد و ما آنگاه خود را سرزنش نخواهیم کرد که چرا در دنیا ایرانیان بسیاری از کلیدی ترین سکوهای علمی و مدیریتی را برای دیگران به افتخار رقم می زنند.

امروز صدای توانای ملکیا را می شنویم که با اعتماد وصف ناپذیر از آورده هایش برای ادبیات ایران می گوید و از آنچه در فردا تصمیم دارد به آن دست یابد.

 گفت و گوی دلنشین کوچه رادیو که شاید یکی از نوادر گفتگوها باشد، این افتخار را برای همه ما به دست هدیه می سپارد تا همه بیش از پیش به آنچه خداوند برایمان ارزانی داشته است توجه کنیم و شاکر باشیم.

گوینده: ملیکا خانم در ابتدا با شنوده های برنامه کوچه رادیو سلام و احوال پرسی داشته باشید

ملیکا: به نام خدایین مهربان که همه دخترها و پسرها را آفرید، با عرض سلام تبریک روز دختر و تولد حضرت زهرای معصومه و عرض خسته نباشید خدمت شما شنوندگان عزیز ، من ملیکا گلی هستم 10 ساله نویسنده 11 کتاب و بازیگر

گوینده: ملیکا خانم


ادامه مطلب
[ جمعه سی ام بهمن 1388 ] [ 15:34 ] [ محمد گلی ] [ ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

ملیکا گلی
شهرزاد قصه های کودکانه
پیش به سوی آینده ای زیبا
برای همه ی مردم خوب دنیا

وبلاگ نویستده وبلاگ!
http://mohamadgolidastan.blogfa.com
ایمیل golimohammad90@yahoo.com
- 09358033148
امکانات وب
Google

در اين وبلاگ
در كل اينترنت

فال حافظ



parsskin go Up